ما و فلسفه
آیا فلسفه ورزی بشر تلاشی برای تعیین حدود نیست؟ حدود در آمیختن و بهره گیری از هر مفهومی که در قالب آن، با انرژی و شور سیال موجود در مجموعه کیهان مواجهه شده و آبستن آفرینش می شود؛ شوری که سریعتر از زمان مورد نیاز برای ادراک، قالب مفاهیم را شکسته و انسان را در حالی که دلبسته مفهوم سابق گشته و دچار توهم ثبات مضمون مفاهیم است، رها میکند. این حدود هرگز در تیر رس فهم آدمی قرار نمی گیرند، چرا که در این صورت ما قرنها پیش شاهد خاتمه حیات فلسفه می بودیم....
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 2:21 توسط نیما
|
روزگاری از سر ساده لوحی و شناخت سطحی خویش به تک تک انسانها دل بسته بودم! اکنون دریافته ام که تنها آن کس شایسته دل بستن است که خود شناسی آغازیده و آهنگ فرایازی دارد.... سعی بر آن است به مسائلی انسانی که حضورشان جهت دادن و تأثیر گذاردن بر سرنوشت ماست اندیشیده شود