روانشناسی و وضعیت اگزیستانسیل

روانشناسی عمومی با دعوت افراد به آرامش پوشالی و نادیده گرفتن هر گونه خلاء فکری و احساسی، خواه ناخواه پروسه ارزش بخشی به بعد کمی حیات را پی گرفته است و در مشروعیت دادن به وضعیت « همسانی گسترده» نقشی غیر قابل انکار بر عهده دارد. هر نشان تمایز، حاصل مبارزه ای پیگیر و تنش زا، توأم با دلهره است و اینهمه یعنی رخت بر بستن آرامش. روانشناسی با انگشت نهادن بر وجوه زندگی فرد « هستی » دار به عنوان علائم بیماری و ناهنجاری از این وضعیت تابوئی می آفریند که نافی هر گونه انگیزه برای مطالعات و تفحص بیشتر  پیرامون این گرایش فلسفی می شود؛ ریشه اصلی این رویکرد شاید در توجه به بنیاد های این علم آشکار گردد به عبارتی شاید این ستیز از سر ناتوانی روانشناسی در تفسیر درست وضعیت های ذاتا ناهمگون افراد تمایز یافته و تهدیدی که از این ناتوانی متوجه چارچوب ها و طبقه بندی های مفهومی این علم می گردد، شکل می گیرد.

 

صادق هدایت، متفکری جهانی یا بومی....؟

.....از تنها چیزی که می ترسیدم این بود که بعد از مرگ ذرات تنم در ذرات تن رجاله ها برود؛ این فکر برایم تحمل ناپذیر بود. گاهی دلم می خواست بعد از مرگم دستهای بلند دراز حساسی داشتم تا همه ذرات تن خودم را به دقت جمع آوری می کردم و دو دستی نگاه می داشتم تا ذرات تن من، که مال من هستند، در تن رجاله ها نروند.... بوف کور

موضوع یکی از برنامه های پرگار در مورد صادق هدایت بود در میانه بحث، سوالی مطرح شد که آیا هدایت نویسنده ای جهانی است یا صرفن نویسنده ای است بومی؟

فرج سرکوهی و ناصر زراعی دو مدعو این برنامه بودند که هر دو نویسنده و منتقد ادبی اند.

 در پاسخ به سوال، آقای سرکوهی با بر شمردن ملاک های عینی برای تشخیص نویسنده ی جهانی، پاسخ را منفی می دانست و آقای زراعی از عدم بخت یاری در ترجمه آثار هدایت و ارتقاء وی به تراز نویسندگان جهانی می گفت بدون آنکه از ابعاد ذاتی کار هدایت سخن گوید.

نگارنده اما معتقد است در بررسی جایگاه یک شخصیت فکری می توان رها از معیارهای پیشینی از طرح معیارهای نو سخن گفت و به همین دلیل معتقدم هدایت متفکری است جهانی و همچنین فراسوی مرزهای زمانی.

هدایت از دریافتی درونی (شهودی) سخن می گفت که به اعماق احساسات فردی راه برده و حکایت از دغدغه های داشت که در تنهایی تمامی انسانهای تنها امکان ظهور و زمینه خود ستیزی را فراهم می آورد.از تجربه انبوه رجاله ها در عقیم نمودن فرصتها و از پلشتی ذاتی این قشر عظیم که چون سمی مهلک امکان تنفس سالم را محدود و محدودتر می کند. آری هدایت عموم مخاطبانش، مخاطبان فارسی زبان است اما روح حاکم بر نوشته هایش قادر است مرزهای قراردادی را چون پدیده هایی موهوم اعتبار زدائی نموده و مخاطبای فرا ملی بدست بیاورد.

آری هدایت به صرف سخن گفتن از خالص ترین و عمیق ترین احساسات فردی، نویسنده ای جهانی است.