سینمای پورنو و ذهن
امر موجود تنها در سایه صیرورت است که «حیات» خویش را پاسداری میکند. در متن واقعیت، رکود سرآغاز انحطاط و فروپاشی است. جهان کاپیتالیزه شده که رمز بازتولید تسلط اش، گرایش به واقع گرائی است همانگونه که مارکس اذعان داشت در فرایندی مستمر به خلق نیاز می پردازد و سپس کنترل فرایندی راکه منجر به رفع نیاز شده، به سرعت در اختیار گرفته واینگونه مجال بودن در وضعیت های مانا را از عناصر اساسی ساختار خویش می گیرد و از این مجرا است که کالائی شدن تن در پروژه عظیم بت واره گی کالائی سر فصل دیگری برای فربهی و بالنده گی سرمایه می شود.
به مرور زمان و با استقلال زیر شاخه های سینما، سینمای پورنو نیز حیاتی مستقل یافت زیر شاخه جدید خالق عرصه ای شده که توانائی های خاصی برای تأثیر گذاری گسترده بر ذهن مخاطب فراهم می آورد. پورنو از نیازی طبیعی آغاز کرده و در ادامه به جوی مالیخولیائی و عطشی غیر طبیعی در مخاطب دامن می زند . توانائی بودن در "زمان" را از فرد گرفته و به حرکتی غیر طبیعی شکل می بخشد و مانع تجربه لذت ناشی از بودن در موقعیت تنانی موجود می شود.ذهن به وضعیتی دچار می شود که در حالی ذهن و جسم درگیر موقعیتی واقعی است ، از سر تنوعی که ضرورت آن به طور ناخودآگاه در ذهن شکل گرفته، با حس نیاز به کنشی نو، سیر طبیعی عمل به ناگهان حذف می شود. پورنو با آگاهی از تابو بودن مسائل جنسی در گذشته و جذابیتی که ذاتی این حوزه است قدرت تأثیر گذاری نمایش بدون محدودیت این پدیده را دریافته و با اکران نمایشی که تحقق کنجکاوی آدمی را در خود دارد، سدهای ذهنی را یکی پس از دیگری برداشته و به ذهنی مسحور شده شکل می بخشد. توان جهت بخشی سیستم ارزشی فرد با قرار گرفتن در موقعیت پیش آمده تحلیل رفته و بتدریج فاقد قدرت اثر گذاری می گردد، سیستمی نو از انگاره های تحمیلی در ذهن فرد طی فرایندی ناخودآگاه تثبیت می شود؛ارزشهای انسانی سابق فرد، در برابر وجوه متعدد قدرت انگاره های جدید شانسی برای بقا ندارند .
طبیعی / غیر طبیعی، انسانی / غیر انسانی، حرمت و امیال، و .... مجددا باز تعریف شده و مخاطب در این میانه اصولا قدرت تشخیص خود را از دست می دهد و ذهن وی به ظرفی میان تهی استحاله می یابد بگونه ای که وجه بارز ماهیت اش ، تأثیر پذیری گسترده خواهد بود .
روزگاری از سر ساده لوحی و شناخت سطحی خویش به تک تک انسانها دل بسته بودم! اکنون دریافته ام که تنها آن کس شایسته دل بستن است که خود شناسی آغازیده و آهنگ فرایازی دارد.... سعی بر آن است به مسائلی انسانی که حضورشان جهت دادن و تأثیر گذاردن بر سرنوشت ماست اندیشیده شود